خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )

14

نهج البلاغه ( فارسى )

- تضادّ و تعارض بين احاديث معصومين عليهم السّلام وجود ندارد . و در خطبهء 189 نهج البلاغه تذكّر دادند كه اين گونه پژوهش‌ها از عهدهء هر كسى بر نيايد : إنّ أمرنا صعب مستصعب ، لا يحمله الّا عبد مؤمن امتحن اللّه قلبه للإيمان و لا يعى حديثنا إلّا صدور أمينة و احلام رزينة شناخت مسائل ما ، كارى است بس دشوار ، كه جز بندهء مؤمنى كه خداوند قلبش را با ايمان آزموده ، آن را نپذيرد ، و احاديث ما را جز سينه‌هاى امانت دار و عقل‌هاى سالم نمىتوانند نگاهبان باشند . اين دسته از مباحث را بايد با فراگيرى علوم مقدّماتى حوزه‌هاى علميه و آگاهى از اصول استنباط و شيوه‌هاى اجتهاد ، به ارزيابى گذاشت و در ترجمه ، حاصل تحقيقات عميق و گسترده را گنجاند ، تا خوانندهء ترجمهء نهج البلاغه به آسانى پيام امام عليه السّلام را دريافت كند . سوم - آرزوها از آغاز تحصيلات حوزوى ( سالهاى 43 - 50 ) كه ترجمه‌هاى موجود را مطالعه مىكردم و كاستىهاى مفهومى را مىيافتم ، نگران و در فكر چاره انديشى بودم كه يكى از نوشته‌هاى جرج جرداق مسيحى ، ( استاد ادبيّات عرب در لبنان ) را خواندم كه اعتراف كرده بود : « جاذبه‌هاى كلمات امام على عليه السّلام شورى در من ايجاد كرد كه 200 بار نهج البلاغه را مطالعه كردم » . چنان بر خود لرزيدم و به تعصّب و غرور اعتقادى من ضربه وارد شد كه تا مدّتى حالت عادّى نداشتم ، و بر خود نفرين كردم كه چرا يك مسيحى ، 200 بار نهج البلاغه را مىخواند امّا من كه خود را از شيعيان امام على عليه السّلام مىشمارم و ادّعاى محبّت و ولايت او را دارم به راستى چند بار نهج البلاغه را خوانده‌ام ؟ و با مفاهيم ارزشمند آن به چه ميزان آشنايى دارم ؟ ما كه در خانوادهء شيعه ، از پدر و مادرى شيعه ، و از خاندان شيعه و در كشور شيعيان قرار داريم ، چرا بايد با نهج البلاغه بيگانه باشيم ؟